تبلیغات
سایان نیوز - چند سال قبل ...
اخبار هفتگی روستا
چند سال قبل ...
نوشته شده توسط محمد نژادیاری در ساعت 04:47 ب.ظ
تو راه که داشتم می امدم تو فکر این بودم که از جی بنویسم
که خدا رو شکر همون رانده ماشین از اون قدیمی ها بود
و شروع کرد از گذشته گفتن منم خوب گوش کردم
واین چنین می گفت
گفت (از زبان ایشان)
اون قدیما ما داشتیم می رفتیم که برا حمام روغن بیاریم
و ماشین نبودو راه روستا هم از اون ور بود
ما رفتیم و با الاغ داشتیم می اوردی و برف خیلی خیلی زیادی باریده بود
و الاغ ها هم تو باتلاق گیر می کردن و ما مجبور بودیم که بر های الاغ ها رو پایین می اوردی
الاغ و در می اوردیم  وباز گال ون ها رو بار الاغ می کردیم
اما یه الاغ بود که تا زیر شکم هم تو باتلاق گیر می کرد خودش فشار می داد و در می امد
و یه نفرم همراه الاغ رفت وقتی به روستا رسید همه گفتن که پس اونا کجان
و گفت اونا تو راه مون دن  و هوا هم تاریک می شد و و اونم عده ی زیادی با خودش آوور دو.
و تا به ما رسیدن بار الاغ ها رو پایین آوردن و هر دو نفر یه گالون رو که چوب آورده بودن و از دسته ی گا لون رد کر دن و اوردن روستا والاغ ها هم
خالی و ما هم با پای پیاده امدیم روستا تا برسیم روستا کاملا تاریک شده بود

»
مرتبط با : داستانی
برچسب ها : چند سال قبل...-

قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازیگر

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید